web
analytics
آرامش ذهن :7 دلیلی که پیاده روی باعث آرامش ذهن مشوش میشود | کافه راز
فواید پیاده روی

آرامش ذهن :۷ دلیلی که پیاده روی باعث آرامش ذهن مشوش میشود

ترجه شده توسط کافه راز : من یک ویراستار هستم که تمام مدت در خانه می مانم، در زمان های آزاد هم باز در خانه مطالعه می کنم، می نوسیم یا جواهرات می سازم. حانواده و دوستان مرا مسخره می کنند که پوست رنگ پریده ی من تا به حال آفتاب را ندیده است.

کمتر از یک سال پیش، درحال انجام پایان نامه ارشدم بودم و یکسری کارهای پژوهشی پراسترس را باید انجام می دادم. هرچه استرس این کار بیشتر می شد، اضطراب و دلهره ی من هم بیشتر میشد. اما هرکاری را که امتحان کردم تاثیری بر حس نفس تنگی، دل درد و جوش زدن های صورتم نداشت.

نامزدم پیشنهاد داد “ورزش کن.” اما من هیچگاه از آن دسته آدمها نبودم که در باشگاه های شلوغ مشغول ورزش شوم. اما یک روز آفتابی با هم در پارک استارو راک شهر شیکاگو مشغول به پیاده روی شدیم و حدود ۱۰۰ مایل خارج از شهر قدم زدیم. از آن روز تا کنون گرفتار شده ام.

پیاده روی نه تنها اضطراب من را کاهش می دهد بلکه باعث شد اهداف کوچک وبزرگی زیادی پیدا کنم. اینها چند مورد از درس هایی هستند که من یادگرفته ام.

۱٫همیشه به دنبال گرفتن یک عکس عالی برای شبکه های اجتماعی نباشید.

اگرچه علاقه ای به اعتراف این موضوع ندارم ، اما من کاملا بنده و در خدمت شبکه های اجتماعی هستم_ فیس بوک و اینستاگرام برنامه های مورد علاقه ی من هستند. اولین باری که در پارک استاروراک پیاده روی می کردیم متوجه شدم که چقدر دوست دارم محیط زیبای اطرافم را با کسانی که در دنیای مجازی مرا دنبال می کنند به اشتراک بگذارم.

مدام به نامزدم اصرار می کردم که یک عکس سلفی دیگر بگیریم و تمام مدت به دنبال یک عکس عالی از آن روز بودم. دفعه ی بعدی که به پیاده روی رفتیم به ندرت سمت تلفن همراهم رفتم و واقعا احساس بهتری داشتم. خب چه اتفاقی می افتد اگر عکسی عالی که نشان دهد چه روز خوبی گذرانده ام وجود نداشته باشد؟

چیزی که مهم است این است که من از روزم لذت برده ام، نه اینکه چند نفر آن را لایک کنند. هیچ چیز واقعی از انباشته شدن لایک های یک عکس به دست نمی اید ، اما فواید زیادی در دوری کردن از تکنولوژی و کشف طبیعت وجود دارد.

۲٫ نگرانی های هرروزه در زندگی به ندرت کم رنگتر می شوند.

زمستان سال گذشته به هاوایی سفرکردم. یک روز تصمیم گرفتیم یک مسیر سخت را فتح کنیم، پیاده روی در مسیری پرشیب رو به بالا در کوه کوکوکارتر در اوآهو. این را بدانید که زمانی که تلاش می کنید از یک مسیربا ۱۰۴۸ پله بالا بروید، مدام نفس نفس بزنید و خیس از عرق شده باشید، کمتر نگران ایمیل های پرخاشگرانه یا یک تبخال مزاحم خواهید بود.

زمانی که این نوع نگرانی ها را با کارهای بزرگتری که در حال انجام آن هستید ،مثلا ۱۰۰۰ پله، مقایسه کنید، به نظر بسیار بی اهمیت می آیند. و من به سادگی می توانم این موضوعات کوچک را به انتهای ذهنم بفرستم.

(و اگر بخواهم با شما صادق باشم باید بگویم که عکسهای این سفر هاوایی را در فیس بوک به اشتراک گذاشتم.)

۳٫ زمانی که برروی یک کار فیزیکی تمرکز می کنید، ذهنتان میتواند آرامش داشته باشد.

پاییز گذشته من برای پیاده روی به پارک دایناسوروالی در شهر تگزاس رفتم. در قسمتی از مسیر باید از یک رودخانه عبور می کردیم، من کفش هایم را در آوردم و سعی می کردم هنگام پریدن برروی سنگ های لغزنده و لیز تعادلم را حفظ کنم. چالش هیجان انگیزی که با آن مواجه شده بودم باعث شد که مغزم اندکی استراحت کند. درواقع این که در طبیعت باشم و تمام بدنم را بر فعالیت های فیزیکی متمرکز کنم نیروی تازه ای به من می دهد.

۴٫ تلاش برای داشتن اندام مناسب هم باعث کاهش استرس می شود.

به طور کل من از رفتن به باشگاه لذت نمی برم. و بعد از وزنه زدن و یا انجام دادن یوگا احساس رضایت ندارم. پس از اینکه علاقه ام به پیاده روی بیشتر شد، متوجه شدم که اگر می خواهید اندام مناسبی داشته باشید باید کشف کنید که کدام روش برای شما مناسب تر است.

اگر به جای ۳۰ دقیق دویدن باید ۲ ساعت پیاده روی کنید مهم نیست آن را انجام دهید. مهم این است که تشخیص بدهید چه نوع ورزشی برای شما مناسب تر است، زیرا به دفعات ثابت شده است فعالیت کردن اضطراب را کاهش می دهد.

۵٫خطر کردن به پاداش پایانی کار می ارزد.

در یکی از پیاده روی هایمان در مائوئی، نامزدم ما را متقاعد کرد که از مسیر پررفت و آمد معمول خارج شویم. من تلاش می کردم که به قوانین پایبند باشم و در مسیر تعیین شده حرکت کنم، اما نامزدم بسیار ماجراجو و کنجکاو است. به دنبال او از حصارها عبور کردیم و در مقابل خود ساحلی صخره ای یافتیم با موج هایی که به آنها برخورد می کردند. من هم نگران بودم و هیجان زده.

به سمت چپ نگاه کردم و چیزهایی شبیه به سنگ های بزرگ و سیاهی دیدم که در همه جای ساحل وجود داشت. کمی نزدیک تر رفتم و متوجه شدم که آنها لاک پشت های دریایی هستند، حدود ۲۰ تا از آنها آنجا بود، هرکدام از آنها با اندازه های متفاوت و در ساحل آفتاب می گرفتند.

اگر در همان مسیر توریستی باقی می ماندیم احتمالا هرگز چنین چیزی را نمی دیدیم. خارج شدن از مسیر معین ممکن است خطرناک باشد، اما معمولا خطر کردن به پاداشی که در آخر دریافت می کنید می ارزد.

۶٫ سکوت اصلا چیز بدی نیست.

من عادت دارم زمانی که در جمع افرادی هستم که به خوبی نمی شناسم برای برهم زدن سکوت بی وقفه صحبت کنم. اما حالا با وجود اینکه در برنامه های پیاده روی ام با افرادی همراه می شوم که ممکن است نشناسم، با سکوتی که ممکن است به طور طبیعی میان من و همراهانم ایجاد شود احساس راحتی می کنم.

احساس می کنم نیازی به صحبت های غیرضروری نیست. و این را در تمام زندگی استفاده می کنم. متوجه شدم که من عامدانه تلاش می کنم که صرفا جهت صحبت کردن چیزی نگویم ، چه با مادرم در ماشین باشم، چه در حین غذاخوردن با همکارم و یا زمانی که در جمع دوستانم هستم.

۷٫ لازم نیست که همه چیز عالی و سحرآمیز باشد.

با وحود علاقه ی جدیدی که به پیاده روی پیدا کرده بودم، اما این قدر خوش شانس نبودم که در محل زندگی ام کوه های زیبا و مسیر های بی انتها وجود داشته باشد_ من در دالاس زندگی می کنم.

زمانی که به اینجا نقل مکان کردم، به شدت به دنبال محیط های عالی برای پیاده روی بودم. و اگرچه اکثر مسیر های پیاده روی اینجا اصلا با مسیرهای هاوایی و نیو مکزیکو قابل مقایسه نیستند ، اما من متوجه شدم که سودی که من از این کار می بردم کم و بیش مشابه است: کافه راز :من می توانم تمدد اعصاب کنم، از دست نگرانی هایی که در ذهنم هستند راحت شوم و فقط از زمانی که در طبیعت می گذرانم لذت ببرم.

خوشبختانه باید بگویم که من شغل رویاهایم را با موفقیت انجام می دهم اما هنوز هم نگرانی هایی در زندگی دارم. و متوجه شده ام که چند ساعت پیاده روی در تعطیلات آخر هفته به آرامش من کمک می کند. و به من این حس را می دهد که از پس هرکاری برخواهم آمد.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه توسط کافه راز : بر اهداف بزرگتر تمرکز کنید و زمان را تحت کنترل داشته…