web
analytics
مانع پیشرفت
احساس ناامنی

۴ روشی که احساس ناامنی مانع از پیشرفت شخصی می شود

ترجمه شده توسط کافه راز : هر انسانی با یک نوع احساس ناامنی دست و پنجه نرم می کند. اگر کسی را دیدید که ظاهر و رفتاری بااعتماد به نفس داشت او را از جلو دوربین ها دور کنید و او به شما خواهد گفت که این تمام ماجرا نیست.

برخی از انسان ها به خوبی می توانند صادقانه با احساس ناامی شان کنار بیایند، اما بعضی دیگر خود را پشت یک اعتماد به نفس ساختگی پنهان می کنند.

ما نگران این هستیم که مردم چه فکری خواهند کرد، مردم چه واکنشی نسبت به ما نشان خواهند داد یا آیا توسط یک گروه خاص پذیرفته خواهیم شد یا نه. ما دائما نگرانیم که آیا به اندازه کافی زیبا ، باهوش، قدبلند، قوی، ورزشکار و تحصیل کرده هستیم؟

برنامه های اجتماعی هم به این قضیه کمکی نمی کنند، تلاش کردن برای لایک جمع کردن، دیده شدن و باز پخش عکسها و ویدیو هایمان این مشکل را شدید تر می کند.

چرا ما در عوض تلاش برای غلبه بر احساس ناامنی سعی می کنیم با آن دست و پنجه نرم کنیم؟ خب مسلما کنار آمدن با چیزی که با آن روبه رو نمی شوید کار سختی است. شما نمی توانید بر چیزی غلبه کنید که وجود آن را نمی پذیرید. غالب شدن بر تنازعات ذهنی به اعتراف به وجود این کشمکش ها و جرات مواجه با آنچه در انتها می خواهیم از آن دفاع کنیم نیازمند است.

در ادامه ۴ روشی که احساس ناامنی مانع از پیشرفت شخصی می شود ارائه شده اند:

۱-ما برای جلب رضایت، پذیرفته شدن و اثبات خود زندگی می کنیم.

بسیاری از انسان ها برای این زندگی می کنند که چنین جملاتی را بشنوند “آفرین، کارت خوب بود.” “تو زیبایی” “تو باهوشی”. هرچیزی که رفتار، اخلاق و ظاهر آنها را تائید کند باعث می شود احساس ارزشمند بودن نسبت به خود داشته باشند. داشتن این احساسات هیچ ایرادی ندارد.

هر انسانی نیاز دارد که بداند دیگران دوستش دارند و برایش ارزش قایلند. اما زمانی که این قضیه به یک نگرانی و درگیری ذهنی تبدیل شود یک مشکل است.

زمانی که این جملات زیبا را نشنویم، نگران می شویم که شاید دیگران ما را دوست ندارند و تصور ما از خودمان از بین می رود. زمانی که اهداف و آرزوهای ما براساس پذیرش دیگران باشد، به ندرت به آنچه دوست داریم خواهیم رسید.

جلب رضایت، پذیرفته شدن و اثبات خود فقط به میزان مناسب و سالم قابل قبول است. تلاش بیش از حد برای داشتن این چیز ها باعث خفگی ما و گیر افتادن در چرخه ای می شود که آنقدر برای اثبات خود و جلب رضایت دیگران تقلا می کنیم که همه چیز را زیر سوال می بریم.

۲- ما به شک و تردید ها اجازه می دهیم تا عمل را از بین ببرند.

هرانسانی در یک مرحله از زندگیش با شک و تردید مواجه می شود. ممکن است درمورد توانایی هایمان باشد یا اینکه آیا می توانیم یک معامله را انجام دهیم یا نه.

ما در کارهای روزمره هم ممکن است با شک و تردید مواجه شویم. البته من خیلی مطمئن نیستم که این حالت عادی باشد، شاید در آینده ای نزدیک تحقیقات جواب این سوال را مشخص کنند. درهر شرایطی من و شما باید بتوانیم بر شک و تردید هایمان غلبه کنیم تا بتوانیم به اهدافمان دست پیدا کنیم.

وظیفه ی شما این است که با صدای تردید درون ذهنتان مبارزه کنید. به جای تمرکز بر اینکه بدترین اتفاق ممکن چه خواهد بود، به این فکر کنید که چه کارهایی باد انجام دهید تا به بهترین نتیجه دست پیدا کنید. تردید حتی قبل از شروع به انجام کار آن عمل را نابود می کند. برای موفقیت باید درها را به روی شک و تردید ببندید.

۳- ما در ذهن تصویری منفی از خود داریم.

زمانی که دیگران ما را نقد می کنند می توانیم شروع درونی سازی آنچه دیگران درباره ی ما می گویند کنیم و خودمان هم شروع به انتقاد کردن از خود کنیم.

ایجاد انتقادهای منفی از خود در حالی که نسبت به توانایی های خود شک و تردید داریم ما را به عقب می کشاند و باعث می شود تمام مدت خود را بادیگران مقایسه کنیم و یک تصویر ذهنی منفی از خود داشته باشیم. ما می توانیم دقیقا خلاف آن انتقادی که درموردمان گفته شده است باشیم. ما می توانیم باهوش، بااستغداد و سخت کوش باشیم، اما اگر به این فکر کنیم که احمق، خنگ و شکست خورده هستیم همانطور هم عمل خواهیم کرد.

انسان ها متناسب با تصوری که از خود دارند رفتار می کنند. ممکن است بتوانند در چیزی بهترین باشند، اما اگر این را نبینند و به آن ایمان نداشته باشند آنطور که باید عمل نمی کنند و همه چیز را از بین میبرند.

۴- ما خودمان را آنطور که هستیم نمی پذیریم.

این یکی از بزرگترین موانع در غلبه بر احساس نا امنی ماست. پذیرفتن. البته که ما بی عیب و نقص نیستیم و خودمان هم این را می دانیم. اما تلاش برای کامل و بی نقص بودن درظاهر یک هدف بسیار بزرک به نظر می رسد اما کمک خاص به ما نمی کند.

نتیجه ی اینکه به دنبال داشت موهای عالی،ظاهر عالی و اندام عالی باشیم این است که خودمان را نمی پذیریم – آن بخش واقعی از خودمان که اهمیت دارد. واقعا عجیب است ما به خاطر چیزهایی به دیگران حسادت می ورزیم که خودشان خیلی از آنها را دوست ندارند. آنها هم به اندازه ما احساس نا امنی دارند. اینکه به یک انسان دیگر که احساس ناامنی نسبت به خود دارد حسادت کنیم چه فایده ای دارد؟

از لحاظ ظاهری ما خودمان را به خاطر اضافه وزن، داشتن گوش های بزرگ یا خال های زیاد نمی پذیریم . اما در باطن ما خودمان را به خاطر آن بخشی از خودمان که متکبر، تنبل، متقلب و نفرت انگیز است رد می کنیم.

با این حال نپذیرفتن خودمان یک مشکل بزرگ است که باعث می شود بیشتر احساس ناامنی و بیماری جسمی، روحی و ذهنی داشته باشم.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه شده توسط کافه راز : بچه ها می دانند که چطور خوش بگذرانند و از…