web
analytics
4 راه برای پیداکردن انگیزه و هدف در زندگی | کافه راز
پیداکردن انگیزه

۴ راه برای پیداکردن انگیزه و هدف در زندگی

ترجمه شده توسط کافه راز :

بگذارید تصویری را برایتان توصیف کنم شب خسته از یک روز بدون استراحت از محل کاربه خانه برمی گردید و ذهنتان درگیر یک پیشنهاد سرمایه گذاری با سود بالاست یا به این فکر می کنید که چطور یک اضافه حقوق عادلانه درخواست کنید. نگاه کوتاهی به صندوق دریافت تلفن همراه خود می اندازید که کاملا پر شده است و نور قرمز رنگی دیده می شود که به شما اطلاع می دهد پیام جدید دارید باعث می شود ضربان قلبتان از شدت اضطراب و تشویش بالا برود. مدت زمان طولانی است که انرژی خود را در باشگاه تخلیه نکرده اید.

بعد از لحظه ای مکث به این فکر می کنید که چطور می شد اگر از ۳۰ روز تعطیلات خود در دو سال اخیر استفاده کرده بودید. یا اینکه شغلی داشتید که انعطاف پذیری، احترام و توانمندسازی در آن وجود داشت.

مطلب مرتبط : ۱۳ روش برای مراقبت روزانه از خود

با وجود جلسه ای که صبح زود و سرساعت برگزار می شود شما زمان کافی برای رویاپردازی هایتان ندارید. درعوض ایمیل هایی ارسال می کنید با این متن:”ببخشید که دیر پاسخ دادم، امابه شدت سرم شلوغ بود. ” تازه ساعت ۸ صبح است، اما از پا درآمده اید و بدنتان از خستگی درد می کند.

این موقعیت ها برایتان آشناست؟

احتمالا شما از موضوعی رنج می برید که من آن را “بیماری کار” می نامم.

این موضوع زمانی اتفاق می افتد که تحت تاثیر اضطراب از امنیت کاری و مشکلات مالی، بدون انگیزه و تعهد کامل کارخواهیم کرد. این حالت ترس از کم داشتن منشا می گیرد، ما کسب ثروت را ماموریت زندگیمان قرار می دهیم حتی اگر از روند این کار راضی نباشیم.

زمانی که موعد مقرر برای آن سرمایه گذاری پرسود میرسد انگار که انرژی شما هم از بین می رود.

یک مکالمه ی دشوار با همکارتان شما را برآشفته می کند و آرزو می کنید که ای کاش می توانستید از آن محل فرار کنید. در عین حال صندوق دریافت پیام هایتان بزرگتر می شود. احساس می کنید که باسرعت زیادی درجا شنا می کنید اما به سختی می توانید برروی آب شناور بمانید.

ما بیش از اندازه کار می کنیم، تفریح نمی کنیم و دلیل اصلی که برای موفقیت تلاش می کنیم را نادیده می گیریم: آن دلیل لذت بردن از زندگی است.

زمانی که کنش ها و واکنش های روزانه ی ما ناشی از حس ترس و همچنین تمرکز بر اتفاقاتی است که دوست نداریم در زندگیمان رخ دهند، این موضوع نه تنها تاثیرات منفی بر بدن دارد بلکه باعث ایجاد اختلاف میان روح و ذهن می شود.

این موضوع تعادل را مختل می کند، خلاقیت و انرژی را از بین می برد و از پیگیری علایق فردی جلوگیری می کند. حتی سوددهی و اخلاقیات هم تحت تاثیر قرار می گیرند همچنین رفتارهای متقابل ما با یکدیگر، و این درحالی است که ما از زمان و احساس شادی بی بهره هستیم.

احساس اجبار، ازخودگذشتگی و کم داشت اختیار باعث می شود که لذت کارکردن از بین برود. به عنوان یک نایب رئیس در یک شرکت تحویل رسانه های دیجیتالی، ساعت های طولانی که اندازه گرفته ام به نظر بی فایده می آید.

این که افراد بیشتری را قانع کنم که تلویزیون را از طریق تلفن های هوشمندشان تماشا کنند با اعتقادات من مبنی بر اهمیت ارتباطات رودرروی انسانها متناقض و مغایر است. من برای حمایت از آن سبک زندگی که دوست داشتم به دنبال امنیت شغلی بودم.

اما همیشه آرزوداشتم که زمانم را صرف کاری کنم که علاقه ی بیشتری به آن داشته باشم.

با گذشت زمان احساس ناکامی در من بیشتر شد و از آن به بعد به راحتی تنفر و بیزاری خود را نشان می دادم و به دیگران می گفتم که شاد نیستم.

این رفتار باعث شد که از کار خود استعفا دهم. با برکناری از کار من مجبور به ایجاد دیدگاه جدیدی در زندگی شدم. من مانند یک لوح سفید بودم. یک مربی حرفه ای در زمینه ی کار و شغل به من کمک کرد تا استعدادهای ذاتی خود را بشناسم و متوجه شوم به چه کاری علاقه دارم.

با وجود سختی های جهان صنعتی امروزه، بازگشت به عقب کار آسانی نیست. باید با ترس های خود مواجه شوید تا بتوانید هدف خود را مشخص کنید، زیرا بدون هدف ما در یک کار تنش زا پیر خواهیم کرد که به هیچ نتیجه ای نخواهد رسید.

به کمک این ۴ روش علایق خود را بشناسید:

۱٫در اعماق خود جست و جو کنید.

به جای نتیجه گیری کردن سوال بپرسید. پرسیدن سوال باعث رشد و پیشرفت می شود، اما نتیجه گیری به پایان هرچیز منجر می شود. ازخود بپرسید: من به چه فکر می کنم؟ چه اتفاقات دیگری ممکن است رخ دهد؟ من به آن اتفاق علاقه دارم؟ و به سادگی : چرا؟

۲٫ برای آینده ی خود برنامه ریزی کنید.

یک “لیست علایق” تهیه کنید که شامل سه مورد زیر باشد:

  • شرکت هایی که مورد علاقه ی شما هستند
  • کارهایی که به نظرتان جالب است
  • وظایفی که از آن لذت می برید

سپس مشخص کنید که کجا را باید بگردید، چه آموزش های ویژه ای احتیاج دارید ، با چه شرکت هایی مکاتبه کنید و چه افرادی را به شبکه ی خود اضافه کنید.

۳٫ برنامه ی ۲۰/۴۰ را انجام دهید.

زمان خود را جوری برنامه ریزی کنید که ۴۰ ساعت کار کنید اما ۲۰ ساعت اضافه را به انجام کارهایی جدا از وظایف شغلیتان اختصاص دهید تا :

لیست علایقتان را گردآوری کنید
در شبکه های ارتباطی با افراد دیگر ارتباط برقرار کنید. حرکات شجاعانه انجام دهید، مثلا تماس هایی را برقرار کنید که همیشه از آن می ترسیدید، یا راهی پیدا کنید در شلوغی هم دیده شوید.

۴٫تصویرهای بزرگ برای خود ترسیم کنید.

برای زندگی خود تم و الگو در نظر بگیرید. چه چیزی برای شما ازقبل آماده شده است؟ دیگران بیشتر در چه مواردی با شما مشورت میکنند؟ چه کاری است که برای شما به سادگی آب خوردن است اما برای دیگر افراد به این سادگی نیست؟

مهم تر از همه، طوری زندگی کنید که خودتان می خواهید باشید نه آنچه خانواده، دوست و جامعه می گوید که باید باشید. فقط آن موقع است که می توانید علاقه ی خود در زندگی را بیابید.

هرچه افکار و عقایدتان با اهداف و علایقتان هماهنگ تر باشد، آسانتر می توانید تصمیم گیری کنید، اهدافتان را مشخص کنید و به آنها برسید.

و از تاثیرات منفی “بیماری کار” بر زندگیتان جلوگیری خواهید کرد.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
[quote]ترجمه شده توسط کافه راز : خودرا درگیر یک برنامه ی روزانه ی سخت و ناسالم نکنید. به…