web
analytics
راه های

۴ راهکار برای ساختن آینده ای بهتر از سایت Elite Daily از جرارد آدامز

ترجمه شده توسط کافه راز : من معتقدم که نسل ما یکی از بهترین های تاریخ است … حالا زمان مال ماست.

جرارد آدامز اکثر روزها حدود ساعت ۵ صبح اولین پیام خود را ارسال می کند. بعضی روزها این ها پیام هایی انگیزشی هستند و بعضی اوقات هم بخش کوچکی از برنامه ی روزانه اش است. امروز آن پیام یک سوال ساده است که روز یک ضمینه ی مشکی نوشته شده است: “امروز می خواهید چه کاری را انجام دهید؟”

حضور دائم او در فضاهای مجازی درواقع تعهد او به عنوان یک مربی دردسترس برای کارآفرینان در تمامی سطوح است. او می گوید: “ایجاد یک رابطه ی شخصی و در دسترس بودن باعث ایجاد تفاوت می شود. اگر شما یک مربی هستید به نظر من همان اندازه که باید رودر رو در دسترس باشید باید به صورت مجازی هم قابل دسترسی باشید. در غیر این صورت از قافله عقب می مانید.”

این مربی ۳۱ ساله درس هایی را که ازمدرسه ی زندگی واقعی آموخته است را با ما درمیان می گذارد.

درطول ۱۵ سال گذشته، کارآفرینان پرتلاش و موفق ۹ تا از شرکت هایی را که سودهای ۷ رقمی داشته اند را ساخته اند یا در آنها سرمایه گذاری کرده اند. او در هر چیزی از خط تولید لباس های مردانه ی گرانقیمتگرفته تا نرم افزار تحویل پیتزا شرکت داشته است. و مهم تر از همه او در فوریه ۲۰۱۲ در تاسیس Elite daily شریک شد.

این وبسایت برای برنامه های اجتماعی ساخته شده بود، هر روز حدود ۱۰۰ محتوا و متن برروی آن بارگذاری می شود و از زمان آغاز به کارش تاکنون ۸۰ میلیون بازدیدکننده داشته است. سال پیش Daily Mail این سایت را به قیمت ۵۰ میلیون دلار خریداری کرد. حالا آدامز قصد دارد که به دیگران کمک کند تا به آرزوهایشان برسند.

او در ویدیو های دنباله دارش،با نام مدیرها مدیر ها را می سازند، با کارآفرین ها، مخترعان و مربی ها مصاحبه میکند. ازنظر او این همکاری با افرادی مانند گری واینرچاک، رایان بلر، لوئیس هاوز پیامدهای چندگانه ای در انتشار دانش دارد.

او برای کسانی که احساس میکنند در دنیای تجارت جایی ندارند این نصیحت ها را دارد:

۱- با خودتان صادق باشید.

به اعتراف خودش، آدامز اصلا درس خوان و باهوش نبود. او هیچ وقت از آن دانش آموزهایی نبود که سرکلاس ساکت بنشیند، کتابش دائما باز باشد و مرتب جزوه بنویسد. رابرت، پدرش با یک لبخند یادآوری کرد: “او همیشه به دنبال میانبر بود.”

آدامز در بزرگسالی تصمیم گرفت راهی را انتخاب کند که به او اجازه دهد در زمان، مکان و حالتی که دوست دارد کار کند. او در محل زندگی اش نیوجرسی سختتر و طولانی تر از همکلاسی هایش در دانشگاه کار کرد. اما او با استخدام مربی به جای مطالعه ی کتاب های درسی به دنبال کسب رضایت های فوری و زود هنگام بود. او از پدرش بازی های وال استریت (مرکز مالی نیویورک) را یاد گرفت، پدرش معمولا او از درمورد سهام ها سوال می پرسید یا از او می خواست که هر روز جدول قیمت ارز ها را بررسی کند.

اولین تجارت او یک گردهمایی برای سرمایه گذاران بود که او را درسن بیست سالگی در موقعیت یک مدیر بازاریابی قرار داد.

آدامز می گوید مهم این است که بدانید چه چیز برای شما کارآمد است. برای برخی همین کافی است که درآمدی ثابت از یک شغل قدیمی داشته باشند و در کنار آن پروژه هایی که علاقه دارند را انجام دهند. برای برخی دیگر این جالب است که با سر درون ناشناخته ها شیرجه بزنند زیرا آنها تحت فشار رشد کرده اند.

۲- این مسیر را به تنهایی طی نکنید.

براساس تحقیقات صورت گرفته، تا سال ۲۰۲۰ چهل درصد از نیروهای کار (حدود ۶۰ میلیون نفر) به پیمانکارهای مستقل تبدیل خواهند شد.

برای انجام کاری که عاشقش هستید موانع موجود کمتر از آن چیزی هستند که فکرش را می کنید. اما آدامز جوان پس از یک ارائه ی ناموفق در جلسه ی سرمایه گذاران متوجه شد که بازار تجارت بسیار بی رحم است.

با راهنمایی های مربی اش او مسیرش را تغییر داد، تلاش کرد و اولین درآمد میلیونی اش را در سن ۲۴ سالگی بدست آورد. آدامز می گوید:”زمانی که من در پایین ترین حد قرار گرفته بودم، به کسی نگاه کردم که می توانستم با او مرتبط باشم، کسی که درکش می کردم و کسی که او هم یک مسیر جایگزین انتخاب کرده بود.”

او پیشنهاد می کند که فهرستی از نام ۵ نفر از کسانی که در زمینه ی مورد علاقه ی شما فعالیت دارند را یادداشت کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید. نامه یا ایمیل یا یک پیام برایشان بفرستید. داستانتان را تعریف کنید.

واضح، صادق و قابل اعتماد باشید. مربیگری یک تبادل است، کار خیریه نیست. او می گوید:”شما به خاطر اینکه مودبانه درخواست کرده اید یا انسان مهربانی هستید مربی را به دست نمی آورید، باید ارزش های خود را نشان دهید.” ارزش او این بود که جلسه ای برای سرمایه گذاران ترتیب داد تا شبکه ی خود را بسازند. او با این کار ابتکار عمل خود را نشان داد.

درویدیو های،مدیرها مدیرها را می سازند، پرفروش ترین نویسنده ی سال رایان هالیدی که مربی نویسنده ی دیگری به نام رابرت گرین بوده است می گوید:”مربی ها می خواهند که انرژی و دانش را از چشمانی تازه نفس درک کنند. آنها دوست دارند کسی را پیدا کنند که خودش به جایی رسیده باشد و به او کمک کنند که به جایگاه های بالاتر دست پیدا کند.”

درنهایت آدامز می گوید:”به خودتان قول بدهید که پس از رسیدن به موفقیت هرکاری که لازم است را انجام دهید تا مسیر را برای نفر بعدی هموار کنید.”

همانطور که واینرچاک در یکی از همین ویدیو ها می گوید:”البته که من دوست دارم بزرگترین و بلندترین ساختمان را بسازم اما نمی خواهم که این کار را با خراب کردن ساختمان دیگران انجام دهم.”

۳- کارکنید، کارکنید و بعد بازهم بیشتر کار کنید.

زمانی که آدامز در سال دوم دبیرستان در بل وی، نیوجرسی بود، معلم ریاضی اش از او خواست که جلسه ای با پدرش داشته باشد. رابرت با خودش فکر کرد:”ای بابا، باز این پسر چکار کرده است؟” معلم برای او داستانی از کلاس اخیرش تعریف کرد که از بچه پرسیده بود “ایا به نظر شما این درست است که پاتریک اوینگ درآمدی بیشتر از یک جراح مغز دارد؟” همه ی بچه ها پاسخ داده بودند نه و همان جوابی را داده بودند که انتطار می رود”جراح مغز زندگی آدم ها را نجات می دهد.

یا جراحی مغز احتیاج به تلاش و تحصیلات فراوان دارد.” فقط یک دانش آموز مخالف بوده است. زمانی که از او توضیح خواسته شد، آدامز گفت:”زیرا یک جراح مغز باغچه ی میدان مدیسون را پر نمی کند.” به نظر می رسد که او همیشه به صورت ارثی درک خوبی از اصول تجارت داشته است.

آدامز می گوید:”هیچ چاشنی مخفی وجود ندارد، این بسیار وسوسه کننده است که چند روزی کار را تعطیل کنید و استراحت کنید چون چه کسی می تواند به این نه بگوید؟

حتی زمانی که “از پس این کار برآمدید” – “این کار” می تواند برای شما هرچیزی باشد – این موفقیت باید تبدیل به نقطه ی آغاز بعدی شود. برای آدامز “این کار” Elite daily بود و او بعد از فروش سایت تا مدتی احساس افسردگی و باخت داشت. اما درنهایت درهای بزرگتری به روی او باز شد، چیزی که برای او اهداف طولانی مدتی مانند مربیگری به دنبال داشت.

برای ساتیا توینا، بنیانگذار Hat atelier یکی از تنها شرکت های فروش کلاه های کلاسیک باقی مانده در نیویورک ، “این کار” این بود که اوپرا کلاه های شرکت آنها را در عکسی که روی مجله اوپرا چاپ شد پوشیده بود. این دو مرتبه اتفاق افتاد. او در یکی از ویدیو ها به آدامز می گوید:”همیشه باید مشغول باشی و بیشتر و سختتر کار کنی، کار هرگز متوقف نمی شود.

” زمانی که شما کاری را آغاز می کنید و می گویید من می توانم این کار را انجام دهم. من می توانم که موفق باشم. من می توانم از این موانع عبور کنم. این جملات از هرچیزی در جهان قدرتمندتر هستند. “

برای مادر آدامز که با ۶ خواهر و برادر در یک آپارتمان یک اتاقه زندگی می کرد، “این کار” این بود که بتواند پس از سوختن خانه اشان بر وضعیتشان و تمام چیزهایی که از دست دادند غلبه کنند.

زمانی که آدامز بی انگیزه یا دلسرد می شد مادرش به او می گفت:”اگر من توانستم که راهی را پیدا کنم که همه چیز را برای خانواده ام از نو بازسازی و تهیه کنم، پس تو هم می توانی هر کاری را انجام دهی.” قدرت او به آدامز انگیزه می داد.

آدامز می گوید:” زمانی که شما کاری را آغاز می کنید و می گویید من می توانم این کار را انجام دهم. من می توانم که موفق باشم. من می توانم از این موانع عبور کنم. این جملات از هرچیزی در جهان قدرتمندتر هستند.”

۴- هرگز از یادگیری دست برندارید.

درطی بیست و خورده ای سال اخیر، تجارت پیشرفت چشمگیری داشته است. دیگر نیازی نیست که یک کارآفرین برای ایجاد یک تجارت سرمایه جذب کند، یک شرکت بازاریابی و هزاران کارمند تمام وقت استخدام کند. هرکسی که ایده ی خاصی در ذهن داشته باشد می تواند یک نام مالکیت را به قیمت ۱۰ دلار یا کمتر خریداری کند و توجه هزاران خریدار را از طریق فضاهای مجازی به خود جلب کند و از توی خانه تجارتشان را اداره کنند.

زمانی که آدامز کودک بود، پدرش او را به “تمرین های رویا سازی” می برد و اکثر اوقات در خیابان های بازسازی شده ی نیوجرسی رانندگی می کردند تا به خانه های زیبا نگاه کنند و “ببینند که دیگران چطور زندگی می کنند.”

رابرت او را تشویق می کرد که هیچ گاه دست از رویاپردازی درمورد آینده ی بهتر برندارد و بر ابزارهای مورد نیاز برای رسیدن به آرزوهایش سرمایه گذاری کند.

ازنظر رابرت این کار درحد تحصیلات دانشگاهی بود و از نظر آدامز این یک رانندگی برای یادگیری بود که هیچ وقت تمام نمی شد. او معمولا از ساعت ۴ صبح کار می کند، ایده ها را روی کاغذ یادداشت می کند و سپس به رسیدگی به طرفدارانش در برنامه های اجتماعی می پردازد.

او به دنبال کننده گانش در دنیای مجازی می گوید: “اگر به دلیل علاقه اتان به دنبال انجام کاری بروید، از نتیجه ای که به دست می آورید شگفت زده خواهید شد. اما این را بدانید که فقط به دلیل علاقه باید به دنبال یک کار به روید نه به خاطر پول. اگر این کار را انجام دهید حتما پول هم به دنبال شما خواهد آمد.”

آدامز با حالتی متفکر می گوید: “امروزه همه چیز فرق کرده است، به نظرمن سیلسکون ولی به یک حالت ذهنی ارتقاء پیداکرده است، یک ذهنیت فعال از کسانی که به دنبال چیزهایی باشند فراتر از آنچه اکنون هستند.

افرادی که بهانه تراشی نمی کنند که از کجا آمده اند و تکنولوژی به ما امکان دستیابی به همه ی منابع را از هرجای دنیا داده است. تنها موضوع مهم سخت کوشی و باور به ایده هایتان است تا آنها به تحقق برسند. ما در دوره ای زندگی می کنیم که بیشترین موقعیت ها را داریم.

من معتقدم که نسل ما بهترین در کل تاریخ است – مخصوصا از نظر کارآفرینی. حالا زمان برای ماست.”




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه شده توسط کافه راز : مهم نیست که چقدر سرتان شلوغ باشد، این راهکارها در…