web
analytics
تعویق انداختن کارها
نظم کارها

۳ نوع به تعویق انداختن کارها و چگونگی مواجه با آن

ترجمه شده توسط کافه راز : پشت میزم نشسته بودم و با هر ایمیل جدیدی که می رسید صدایی بلند می شد و پیام ها به انبوه پیام های نامنظمی که داشتم اضافه می شدند.

می دانستم که باید وارد این بازار شام بشوم و این آشفتگی را سامان بدهم. اما به تماشای پشت سر هم قسمت های سریال قاتل آشپزخانه مشغول شدم. ناگهان متوجه شدم که نیمه شب گذشته است و صندوق دریافت پیامهایم اصلا تغییری نکرده، حتی بدتر هم شده است.

آنجا بود که متوجه شدم من در چاه افتاده ام. من در چاه بی انتها از به تعویق انداختن کارهایم سقوط کردم.

پیش از آنکه به مطالعه درمورد بهره وری و تعیین هدف شروع کنم، فکر می کردم که تمامی تعویق ها به یک صورت ایجاد شده اند – این که تعویق زمانی است که از انجام کاری اجتناب می کنید.

اما زمانی که مسیر خود را در تعیین تعویق ها به دست آوردم و با بسیاری از مشتریانم درمورد چیزهایی که آنها را از مسیر دور می کنند صحبت کردم متوجه شدم که تمامی به تعویق انداختن ها مثل هم نیستند. و پیش از آنکه شما بخواهید تاکتیک های به تاخیر انداختنتان را از بین ببرید باید متوجه شوید که آنها از کجا سرچشمه می گیرند.

بیایید ببینیم چطور می توانید سه دلیل اصلی برای به تعویق انداختن کارها را بشناسید و با آنها مقابله کنید:

۱- سرپوش گذاشتن

شما به خلاء های موجود در گزارش های مالی سال پیشتان نگاه می کنید و با خود فکر می کنید هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم این کار را تا ۱۵ آپریل به پایان برسانم. فکر می کنم بهتر است درعوض بروم گلف بازی کنم.

به نظرآشنا می رسد؟ پس شما با به تعویق انداختن موثر به خوبی آشنایی دارید. که شما را از انجام پروژه های خیلی بزرگ یا کارهایی که نمی دانید چطور باید انجام دهید باز می دارد. شما نمی دانید چطور آن کار را انجام دهید پس آن را کنار می گذارید. بسیاری از رساله های دکتری به این دلیل ناتمام مانده اند.

چه کار کنیم: یکی از اشتباهاتی که مردم هنگام تعیین هدف انجام می دهند این است که سعی دارند بدون شکستن کارها به بخش های کوچکتر آن ها را انجام دهند. من به مشتریانم همیشه توصیه می کنم که کارهای بزرگ را به کارهای کوچکتری تقسیم کنید که در عرض ۱۵ دقیقه یا کمتر انجام شوند.

به عنوان مثال، اگر شما درخواست یک خط اعتباری برای تجارتتان دارید، اولین قدم این است که لیستی از نام ۵ بانکی که با آنها کار خواهید کرد را یادداشت کند، مرحله دوم این است که تماس بگیرید و نام چند نفر از مامورین وام های تجاری را بپرسید. اگر برای شروع کارتان به ابزار، اطلاعات یا چیز خاصی احتیاج داشتید، بدست آوردن آن اولین مرحله خواهد بود.

۲- ترس

گاهی ما به خاطر یک دلیل بسیار ساده دست از کار می کشیم، اینکه مرحله ی دوم ما را وادار می کند که وارد محیطی ناشناخته شویم. تقاضای اضافه حقوق، تماس برای جذب مشتریان جدید و … این ها کارهایی هستند که ما از انجام دادنشان سرباز می زنیم زیرا نمی دانیم ممکن است چه اتفاقی بیفتد و همیشه بدترین ها را تصور می کنیم. شاید این روش برای زنده ماندن اجداد غار نشینمان مناسب بوده باشد، اما اکنون برای ذهن ما و دستیابی به اهدافمان موثر نیست.

چه کار کنیم: باید یاد بگیریم که خودمان را اینطور گول بزنیم که همه چیز خوب است و جایی برای نگرانی وجود ندارد. بازهم برداشتن قدم های کوچک می تواند یک راه حل مناسب باشد. برداشتن قدم های کوچک مانند این است که با نوک پا راه رفتن از مقابل سگ نگهبان سه سری که جلوی در لم داده است عبور کنیم بدون اینکه او متوجه شود اتفاق خطرناکی درحال رخ دادن است.

۳- نبود منفعت

انسان ها حیواناتی هستند در جستجوی آسایش. برای اینکه بخواهیم خود را از حالت تن پروری خارج کنیم باید منفعتی در کار وجود داشته باشد که باعث شود راحتی خود را بهم بزنیم. به بیانی دیگر اگر ما احساس نکنیم که رفتن به باشگاه منفعت قابل درکی برای ما دارد، این کار را نمی کنیم. چرا کارهای سخت انجام دهیم درحالی که در حالت کنونیمان راحتیم؟

چکار کنیم: باید که درد منفعل بودن را بیشتر کنیم و به طور هم زمان پاداش فعال بودن را هم افزایش دهیم. کاملا مشخص است که ما باید به خودمان تکان بدهیم که از مسیر شهاب سنگی که مستقیما به سمت ما می آید کنار برویم.

اگر پاداش به اندازه ای بزرگ نیست که باعث فعالیت شما بشود، از خودتان بپرسید اگر تغییر نکنم چه می شود؟ اگر به همین مسیر ادامه دهم یک ماه، یک سال یا سه سال دیگر کجا خواهم بود؟ تصویری رنگارنگ از زندگی زمانی که مسیرتان را تغییر نداده اید ترسیم کنید.

و سپس همان کار را برای یک دیدگاه موفقیت امیز انجام دهید. دقیقا برای خود مشخص کنید که اگر وارد یک مسیر جدید و بهتر شوید چه چیزهایی به دست خواهید آورد و سپس برروی تفاوت ها و فواصل میان این دو حالت تمرکز کنید.

زمانی که با پروژه ای مواجه می شوید که به نظر می رسد نمی توانید آن را انجام دهید، مهم نیست چندین بار آن را در لیست کارهای سالیانه تان وارد کرده اید، زمان آن است که عمیق تر فکر کنید و متوجه شوید که دقیقا چرا از انجام دادن آن سرباز می زنید.

درمورد مثالی که زدم، من برای مرتب کردن صندوق دریافت پیام هایم کاری انجام نمی دادم زیرا تصور می کردم این کار اضافه کاری است و تاثیری ندارد، درواقع من منفعت قانع کننده ای در این کار نمی دیدم.

زمانی که متوجه این موضوع شدم، دقت کردم که چقدر حس بدی است این که هرروز بیش از ۳۰۰ پیام در صندوق دریافتم داشته باشم، و چقدر احساس خوبی دارم زمانی که پیام های خوانده نشده رابه کمتر از ۲۰ عدد کاهش دادم. و البته زمانی که از این موضوع مطمئن شدم سريال قاتل آشپزخانه را متوقف کردم و ۱۰۰ پیام را از بین بردم، فقط در عرض چند دقیقه. و حق با من بود. این کار واقعا حس خوبی داشت.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه شده توسط کافه راز : هر انسانی با یک نوع احساس ناامنی دست و پنجه…