web
analytics
موانع خلاقیت

۳ افسانه ای که خلاقیت شما را کاملا نابود می کنند (و اینکه به جای آنها چه کاری باید انجام دهیم)

ترجمه شده توسط کافه راز: به عنوان انسان هایی که در قرن ۲۱ زندگی می کنیم، فقط کافی است از نوک انگشتانمان استفاده کنیم تا بفهمیم آیا عبارت هایی که از دیگران می شنویم صحت دارند یا نه.

“۷ سال زمان طول می کشد تا یک گلوله ی آدامس در دستگاه گوارشی شما هضم شود.” (براساس سایت TodayIFoundOut.com آدامس هم مانند هر چیز هضم نشدنی دیگر در حدود یک تا سه روز از دستگاه گوارش خارج می شود.)

“انسان های بور بیشتر خوش گذرانی می کنند.” (به عنوان یک انسان مو مشکی می گویم که این درست نیست. )

علارغم دسترسی آسان ما به اطلاعات، بازهم گاهی بسیار ساده لوح هستیم. اکثراوقات افسانه ها فقط به درد ترساندن بچه ها می خورند. اما گاهی باور این استدلال های غلط توانایی ما را برای تاثیرگذار بودن در زندگی را از بین می برد.

درواقع ۳ افسانه ی متداول درمورد تولید و سودمند بودن وجود دارد. که دروغین بودن آنها رو شده است:

۱- به عنوان اولین کار در روز ایمیل هایتان را بررسی نکنید.

این قانون به اندازه ی خود اینترنت قدمت دارد. شاید به این خاطر که جواب دادن به همکارانتان در حالی با پیژامه در تخت خوابیده اید اندکی ناشایست است.

به هردلیلی، کارشناسان سودرسانی مدعی هستند که بررسی ایمیل هایتان اول وقت در صبح ها شما را از کارهایتان در کل روز دور خواهد کرد. درعوض برروی الویت اولیه ی خود برای آن روز تمرکز کنید و تا زمانی که آن را انجام نداده اید اجازه ندهید چیزی حواستان را پرت کند.

این نظریه ی خوبی به نظر می رسد. اما آیا واقعا واقع بینانه و قابل اجراست؟

مشکل موجود:

اگر ایمیل هایتان را چک نکنید چطور متوجه می شوید اگر الویت های روزتان در طول شب تغییر کرده باشد؟ ممکن است مدیرتان برای شما ایمیلی فرستاده باشد و گفته باشد که گزارش مهمی که باید امروز صبح انجام می دادید کنسل شده است یا تغییر کرده است. شاید مدیرفروشتان در ژاپن برای شما درخواستی فرستاده باشد برای تعیین قیمت یک مزایده که باید حتما تا ساعت ۸ صبح انجام شود. با نگه داشتن خود در قرنطینه، درواقع از هجوم اطلاعاتی که ممکن است حاوی هشداری برای کل روز باشند جلوگیری می کنید.

راه حل:

درواقع هیچ مشکل خاصی درمورد چک کردن ایمیل ها قبل از خوردن اولین فنجان قهوه وجود ندارد، مشکل زمانی به وجود می آید که شما به جای استفاده از اطلاعات موجود، اجازه دهید که ایمیل هایتان برنامه روزانه تان را تعیین کنند. اطلاعات را دریافت کنید، براساس آنها برنامه تان را تطبیق دهید و به کارهایتان ادامه دهید.

۲- سحرخیز باشید.

انسان های شب زنده دار بن فرانکلین را به خاطر محبوبیت این عبارت “شب زود بخوابید، صبح زود بیدار شوید.” سرزنش می کنند. ما معمولا این باور را داریم که افراد سحرخیز باتقوا، باهوش و پربازده هستند درحالی که افراد شب زنده دار بی حال، خوش گذران هستند و در زمان کوتاه هیچ کار مفیدی انجام نمی دهند.

ما به واسطه ی یک گفته ی خردمندانه تشویق شده ایم که صبح ها زودتر بیدار شویم. یک روزعادی برای شما ساعت ۶ صبح شروع میشود درحالی که بچه ها روی شکمتان می پرند؟ ساعت را برای یک ساعت زودتر تنظیم کنید تا بچه ها را با مشت بزنید. شما به این زمان غیر منقطع احتیاج دارید که روز کاریتان را آغاز کنید.

مشکل موجود:

البته این تفکر درمورد جامعه ی مبتنی بر کشاورزی دوران خیلی دور صحیح است، اما ما در حال حاضر در یک جامعه ی جهانی تمام وقت زندگی می کنیم. ساعت ۱۱ شب در شهر سانتافه، ساعت ۸ صبح است در فرانک فروت و ساعت ۴ بعدازظهر در بریزبن. پس حتی سحرخیزترین آدمها هم نمی توانند در همه جا به یک اندازه کامروا باشند.

اینکه هرروز خودتان را مجبور کنید که زودتر از خواب بیدار شوید باعث نمی شود که افرادی که با آنها زندگی می کنید یا سبک زندگیتان تغییر کنند. مهم نیست که بن فرانکلین طرفدار چیست، والدین نوجوانانی که رانندگی می کنند تا زمانی که آنها سالم بازنگردند نمی توانند لحظه ای چشم هایشان را روی هم بگذارند، حتی اگر به این معنی باشد که تا صبح هم بیدار بمانند.

راه حل:

برنامه کاریتان را با مشتریانتان و چرخه ی زندگی خود هماهنگ کنید. برخی افراد در ساعات آخر روز بهتر می توانند کارهایشان را انجام دهند و برخی دیگر در اواسط صبح اوج بازده کاریشان است. یک روش مناسب را تشخیص دهید و برنامه ای برای خود بسازید که طبق آن بتوانید به اندازه ی کافی استراحت کنید. درواقع میزان خواب مناسب تعیین کننده است ، نه زمانی که صدای زندگ ساعت بلند شود.

۳- چند کار را هم زمان انجام ندهید.

اگر یک عبارت وحشتناک از نظر طرفداران پربازده و سودمند بودن وجود داشته باشد، احتمالا انجام دادن چند کار به صورت هم زمان است. حتی تصور انجام دو یا چند کار به صورت هم زمان برای کسانی که طرفدار حضور در لحظه، آگاهی و محافظه کاری هستند توهین به حساب می آید.

موضوع این است که با تمرین بیشتر برای داشتن تمرکز می توانید یک کار را بهتر و بیشتر انجام دهید. طرفداران انجام یک کار در آن واحد تحقیقاتی انجام داده اند که ثابت می کند انجام چند کار به صورت هم زمان تاثیر منفی بر حافظه و عملکرد فرد دارد.

مشکل موجود:

درست است که هیچ کس موافق پیام دادن در حین رانندگی نیست و من هم اصلا دوست ندارم جراحان در حین انجام عمل من تلویزیون تماشا کنند، اما گاهی حضور کامل و تمرکز کامل ما احتیاج نیست. تمام کارهایی که باید در روز انجام دهیم باهم برابر نیستند. یک قاعده ی کلی دیگر را در مورد پربازده و سودمند بودن را بکار بگیرید، قانون ۸۰-۲۰ ، ۸۰ درصد از کارهایی که ما هرروز انجام می دهیم تقریبا ارزش ناچیزی دارند.

خب چه می شود اگر درحین خرید با مادرتان صحبت کنید یا در حین ورزش روی دوچرخه های تمرینی کتاب بخوانید؟ چه چیزی را از دست خواهیم داد؟

راه حل:

به جای فکر کردن به انجام چند کار همزمان، به لایه بندی فعالیت هایتان فکر کنید. مشخص کنید کدام کاری که باید انجام دهید نیازمند حضور شماست اما تمرکز زیادی لازم ندارد، سپس کاری را مشخص کنید که نیازمند حضور ذهنی شماست نه حضور جسمی. به این صورت می توانید در آن واحد در دو مکان حضور داشته باشید. سپس می توانید تمرکز کامل حواستان را برای آن تعداد اندک فعالیت های ارزشمندی که نیازمند زمان کافی هستند نگه دارید.

کارشناسان و نویسندگان درمورد سودمند و پربازده بودن نیت خوبی دارند. اما زندگی ما فقط این نیست که هرچه سریعتر از نقطه ی الف به نقطه ی ب برسیم. به همان اندازه مهم است که اگر بخواهیم بتوانیم اول به نقطه ی ب برویم ولی از مسیر لذت ببریم.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه شده توسط کافه راز : آیا می دانید به عنوان انسانی که نیمکره ی چپ…