web
analytics
کلید داشتن یک رابطه ی مشارکتی موفق (و یک زندگی موفق) این است: | کافه راز
رابطه موفق

کلید داشتن یک رابطه ی مشارکتی موفق (و یک زندگی موفق) این است:

ترجمه شده توسط کافه راز : “ما” همیشه با “من” شروع می شود.

زمانی که مردم از ما می پرسند چطور شراکت در تجارت و زندگی مشترکمان را در این مدت طولانی بدون کشتن یکدیگر مدیریت کرده ایم ما می گوییم مارتینی در این راستا به ما کمک زیادی کرده است. اما پاسخ جدی تر این است که ما آموخته ایم که از ابتدا چه کسانی بوده ایم و پذیرفته ایم که چه کسانی هستیم و از این حالت به بهترین نحو استفاده می کنیم.

ما چطور چنین حقایق مهمی را در مورد خود کشف کردیم؟ ما از خیلی زود آغاز کردیم – مخصوصا باب. زندگی ابتدایی باب در بهترین حالت “دچار اختلال و به هم ریختگی” بود. هردو والدین او به الکل اعتیاد داشتند؛ مادر او در سن ۳۹ سالگی زمانی که باب تنها ۱۶ سال داشت به خاطر بیماری جانش را از دست داد. زمانی که او ۱۳ ساله بود والدینش از هم طلاق گرفتند.

زمانی که مادر باب از دنیا رفت او به همراه دو خواهر و برادر دیگرش پیش پدرشان و همسر دوم او خانم هایس رفتند، که البته او هم از اضافه شدن سه کودک دیگر به سه فرزند خود اصلا راضی نبود.

باب با حالت گوشه گیری و انزوا مقابله می کرد. آن زمان دوره ی آهنگ معروف “کوه های بلند راکی” از جان دنور بود – می دانید موضوعات طبیعت، ابراز وجود، یکنواختی ها، آزادی از قید و رسومات عادی و یافتن خود. واکنش باب این بود که به جنگل برود و درآنجا تنها باشد. او کتابی خوانده بود در مورد مردی که به تنهایی در جنگل های محدوده ی یوکان زندگی می کرد، جایی که با طبیعتی ساده و بکر احاطه شده بود.

باب با نویسنده ی کتاب مکاتبه کرد و او به باب گفته بود که رویای زندگی در طبیعت دست نخورده همیشه یک رویای بزرگ بوده است، اما باب باید در خودش جست و جو کند تا بداند آیا این رویا برای او مناسب است یا نه.

این رویای مناسبی برای او نبود. باب یک هفته در جنگل ماند و از آنجا متنفر شده بود. اما او پس از هفته ها و ماه ها متوجه شد که این تجربه عمیقا او را دچار تغییر کرده است و به او کمک کرده است که بخش های مهمی از شخصیت خود را کشف کند، ویژگی هایی که به باب کمک کرد که در زندگی و تجارت فردی موفق شود.

باب متوجه شد که می تواند به تنهایی کارهایش را انجام دهد، اما دوست نداشت اینطور باشد. او احتیاج داشت که مردم در اطرافش باشند. او بیشتر از آنچه که فکرش را می کرد یک “فرد اجتماعی” بود. او همچنین متوجه شد که بسیار مصمم است و می تواند کارهایش را پیگیری کند و آنچه شروع کرده است را به پایان برساند. او یاد گرفت که با ترس هایش کنار بیاید و اجازه ندهد که منجر به شکست او شود.

زمانی که جیم ۲۵ ساله بود و در لس آنجلس زندگی می کرد، با اریک، یکی از مهماندارهای خطوط هوایی کانادا، آشنا شد. جیم برای او بسیار جذاب بود. اریک در یکی از سفرهایش به لس آنجلس بطور اتفاقی شنید که جیم درحال صحبت تلفنی با دوستان غیر همجنس گرایش سعی داشت داستانی برای انجام ندادن یک کار گروهی با آنها سرهم کند. او نمی خواست که موقعیت خاص خود را برای آنها مشخص کند. بعد از قطع کردن تلفن اریک یک صحبت طولانی با جیم انجام داد، با این موضوع: با خودت صادق باشد و آن چه که واقعا هستی را از دیگران پنهان نکن.

درآن حین جملات آلن آشلی پیت هم مطرح شدند. این صحبت ها به جیم کمک کرد که برخودش متمرکز شود و با اینکه متفاوت از دیگران است مشکلی نداشته باشد.

پیت نوشته است “شما دو انتخاب در زندگی دارید، می توانید در مسیر زندگی حل شوید یا اینکه فردی ممتاز باشید. برای ممتاز بودن باید متفاوت باشید. و برای متفاوت بودن باید تلاش کنید کاری را انجام دهید که هیچ کس به جز شما نمی تواند انجام دهد.”

این جملات برروی دیوار دفترکار جیم آویزان شده اند تا امروز.

شناختن، درک کردن و دوست داشتن خودتان اساس داشتن یک رابطه ی موفق است. شما نمی توانید وارد یک رابطه شوید و از طرف مقابلتان بخواهید که برای شما مشخص کند شما چه کسی هستید. به طور موثر، شما باید ابتدا با خودتان یک ارتباط محکم برقرار کنید، پیش از آنکه وارد رابطه با دیگران شوید. همانطور که گفتیم “ما” همیشه از “من” شروع می شود.

در بحث کار و تجارت هم شناختن نقاط ضعف و قوت و علایق خود به شما کمک می کند که از شرکای احتمالی خود چه توقعی داشته باشید. در هر کسب و کار به افرادی برای انجام کارهای مهم و کلیدی مانند بازاریابی، حسابداری، کنترل کیفیت، فروش و غیره احتیاج است.

و هر کسب و کار احتیاج به مهارت های خاص دارد مانند مهارت های انسانی، مهارت های سازمانی و مهارت های برنامه ریزی. به عنوان یک صاحب کسب و کار نمی توانید توقع داشته باشید که درتمامی زمینه ها به یک اندازه قوی باشید. یک شریک تعریفی و قابل ستایش می تواند جاهای خالی را پر کند و مهارت ها و تجاربی را که کم دارید به شما اضافه کند.

کسی که بتواند تمامی ویژگی های شما را دو برابر کند و در زمانی که احتیاج به کمک دارید نتواند کاری انجام دهد نمی تواند شریک خوبی برای شما باشد. اگر هر دو شما کاملا به هم شبیه باشید، ممکن است در همه چیز با هم موافقت کنید، باعث می شود که در نقاطی که دچار مشکل هستید، آسیب پذیر شوید.

از سوی دیگر اگر کاملا متفاوت با یکدیگر باشید، زمانی که با هم موافق نباشید ممکن است بحث و دعوا به وجود آید.

هدف از هر شراکت باید موفقیت باشد، کدام شراکتی برای شکست خوردن صورت گرفته است نه؟

اما این موضوع به این برمیگردد که هرکدام از ما موفقیت را چطور تعریف می کنیم. این کلمه ی عجیب: موفقیت. کلمه ای که مفاهیم متفاوتی دارد. اگر خودتان را بشناسید خواهید فهمید که موفقیت برای شما به چه معناست. شما دقیقا چه فکری درمورد این موضوع دارید؟ موفقیت برای شما کدامیک از این موارد است:

قدرت مالی – آیا موفقیت برای شما به معنای پول فراوان است؟ برای بسیاری افراد پول سنگ محکی است که با آن موفقیت را اندازه گیری می کنند.

قدرت متقاعد کردن – آیا می خواهید که توانایی کنترل کردن بازار را داشته باشید یا اینکه سهام زیادی در بازار داشته باشید تا نفوذ و “قدرت” داشته باشید؟

قدرت بازار – آیا موفقیت به این معناست که محصولات شما در بازار بهترین باشند، چیزی که هرکسی آرزوی آن را داشته باشد؟

مقبولیت اجتماعی – آیا موفقیت برای شما در نفس و وجودتان است؟ آیا شما می خواهید که در کاری که انجام می دهید بهترین باشید تا موقعیت اجتماعی بهتری به دست آورید؟

تحقق معنوی – آیا موفقیت برای شما داشتن احساس تکامل و توانایی انجام ایجاد تفاوت در جامعه است؟ کاری که با پول نتوان آن را انجام داد.

میراث ماندگار – آیا می خواهید چیزی ایجاد کنید که بعد از خودتان هم تا مدت زیادی باقی بماند؟

آزادی – آیا موفقیت از نظر شما داشتن توانایی است که برای تمام موقعیت های زندگی خودتان تصمیم بگیرید و هر کاری که دوست دارید انجام دهد؟

آیا موفقیت برای شما همه ی موارد بالا است؟ هیچ یک از موارد؟

پاسخ شما هرچه که باشد، مهم است که مفهوم شما از موفقیت با شریکتان هماهنگ باشد، در غیر این صورت خواهید دید که هردو شما برای اهدافی متفاوت تلاش می کنید. به عنوان مثال کسب و کاری که توسط فردی اداره می شود که هدفش کسب پول فراوان است بسیار متفاوت است با کسب و کاری که توسط فردی با هدف تحقق معنوی اداره می شود.

البته این را هم فراموش نکنید که مفهوم شما از موفقیت درطول زمان تغییر خواهد کرد و بهتر است که در طول زمان این موضوع را با شریکتان هماهنگ کنید. نیازی نیست که برای موفقیت و رسیدن به آرزوهایتان خودتان را تغییر دهید.

کافه راز : شما باید خودتان را بپذیرید و ویژگی های منحصر به فرد خود را بشناسید تا بتوانید یک زندگی معتبر و اصیل داشته باشید … و همان شریک فوق العاده ای باشید که باید باشید.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه شده توسط کافه راز : من اهداف بزرگ زیادی داشته ام، آنهایی که به دنبالشان…