web
analytics
تکنیک های مدیریت | کافه راز
رهبری

تکنیک های مدیریت

ترجمه شده توسط کافه راز :با این سه روش من یک فرهنگ احساسات و علاقه ی شدید ایجاد کردم

من بیش از ۲۵ سال در زمینه ی طراحی و معماری مشغول به کار بوده ام. در آن دوران من متوجه اشتباهاتی که افراد در مدیریت انجام می دادند بودم و من متوجه شدم که این گسستگی ها می توانند به دلیل عدم اعتماد در ایجاد روابط کاری مناسب باشد. ایجاد روابط محکم با همکارانتان در شادی و موفقیت تیم شما و در نهایت در سود دهی کلی تجارت بسیار الزامی است.

معماری ذاتا کارآموزی است نوعی حرفه است که در آن “زمان بیشتر برابر است با تجربه ی بیشتر.” هیچ نوشته یا دستورالعملی درمورد چگونگی انجام یک پروژه ی معماری وجود ندارد، اما این موضوع قطعی است: برای طراحی برای انسان ها باید انسان بود. هدف هر روزه این است که گوش دهید، مشکلی را حل کنید، چیزی معنا دار، زیبا و خاص بسازید. به عنوان یک مدیر بسیار مهم است که نتایجی قابل اجرا برای مشتریان به دست آورید و چیزی که به آن افتخار کنید، علاوه برداشتن تجربه های ساختاری برای ساخت پروژه ها.

برای من سه راهکار مدیریتی وجود دارد که روزانه برای ایجاد رابطه ای موثر و مفید میان ۳۵ اعضای تیم کاری ام از آنها استفاده می کنم. مهمترین بخش کار من شناختن تک تک همکارانم بیرون از محیط کاری است، زیرا با وجود کلیشه ای بودن این موضوع افراد ارزشمندترین سرمایه یک شرکت هستند.

۱- موفقیت و شکست را تعریف نکنید.

زمانی که شما نظر خودتان درمورد مفهوم شکست یا موفقیت را به دیگران تحمیل می کنید یک قدم از ایجاد یک رابطه ی موفق دور می شوید. شما نمی توانید این توقع را داشته باشید که همکارانتان هرچه شما می گویید را تایید کنند.

همه در روش های دریافت، حفظ و واکنش نشان دادن نسبت به اطلاعاتی که دریافت می کنیم متفاوت هستیم. این مهم است که واقعا افراد تیم را بشناسم و با آنها رابطه ای نزدیک تر از یک رابطه ی مدیر-کارمندی برقرار کنم. اگر لازم باشد کاری را در یک جلسه به فردی دیگر بسپارم، باید همه ی افراد را به خوبی بشناسم تا بدانم کدام یک بهتر می توانند یک کار را انجام دهند.

همچنین بسیار مهم است که افرادی را بشناسید که با عشق و علاقه مشغول به کار هستند، نه فقط برای دریافت حقوق. اما این هم بسیار مهم است که بدون توجه به علاقه ای که آنها از خود بروز می دهند، با همه مثل هم و به یک صورت برخورد کنید. موثرترین راه ها را برای برقراری ارتباط با آنها پیدا کنید تا بتوانید انگیزه ی آنها را تا حدی زیاد کنید که باعث موفقیت آنها شود.

اگر من بدانم یا بتوانم پیش بینی کنم که شکست یا موفقیت ها از چه ناحیه ای اتفاق می افتند، به آسانی می توانم میزان ریسک در انجام کاری که به من محول شده است را اندازه گیری کنم. اما فراموش نکنید که هیچ راهکار یا فرمول خاصی برای برقراری ارتباط شخصی با همکاران وجود ندارد.

آلبرت انیشتین می گوید: “من با همه به یک صورت صحبت می کنم، فرقی نمی کند که مخاطب یک خدمتکار باشد یا مدیر دانشگاه.” من هرروز با این فلسفه روزم را آغاز می کنم. زمانی که با این روش یک رفتار خاص برای همه رفتار کنید، اغلب آن واکنشی که توقع دارید را نخواهد دید.

به انسان ها این آزادی را بدهید که تصورات خود را درمورد موفقیت و شکست داشته باشند.

۲- زمانی را به تیم تان اختصاص دهید.

تمام چیزهایی که من در حین کار یادگرفته ام ناشی از رفتار مدیران و مربیان با من بوده است. اگر با آنها هم رفتاری به همان اندازه محترمانه که با دوستان و خانواده ی خودتان دارید، نداشته باشید در ۹۰ درصد مواقع آن نتیجه ای که می خواهید را به دست نخواهید آورد.

درحرفه ی من، باید به هر پروژه متفاوت فکر کرد زیرا هر بنا تاریخ و داستانی خاص دارد. انسان ها هم مانند ساختمان ها داستان ها و پیشینه ی خاص خود را دارند. به عنوان یک مدیر باید بدانید که هرفرد دقیقا کیست: او اهل کجاست، به چه چیزهایی علاقه دارد، چرا به اینجا آمده است. زمانی که پاسخ این سوالات را بدانم می توانم نقاط ضعف آنها را شناسایی کنم و به روشی در کار از آنها استفاده کنم که نقاط قوت خود را نمایش دهند و با علاقه و افتخار به کارشان ادامه دهند.

من باید بدانم که چه چیزی به تیمم انگیزه می دهد. ایجاد روابط خوب در محل کار زمان بر است، اما درانتها مهمترین بخش یک کار است. شما باید به همکارانتان اهمیت بدهید – نه به عنوان ابزارهایی برای انجام کار، بلکه به عنوان انسان. باید به آنها احترام و حمایتی را که لایق آن هستند نشان دهید.

۳- حس کارآفرینی را در فرهنگ کاری خود وارد کنید.

برای یک رئیس آسان است که کنترل شرایط را برعهده بگیرد و تمام تصمیمات را خودش بگیرد. مثلا در حرفه ی معماری معمولا مدیران اجرایی یا مدیر عاملان تصمیم می گیرند که پروژه به چه شکلی باید باشد. من دراین حرفه آموخته ام که اگرچه این یک اتفاق معمول در اکثر شرکت هاست، اما باعث از بین رفتن حس کنجکاوی یا کارآفرینی در کارمندان و اعضای گروه می شود.

من درتیمم این فکر را ایجاد کرده ام که همه از ارزشی برابر برخوردارند – از مدیر گروه تا مدیر پروژه و کارآموزان. هرکس برای خود یک میز و صندلی مشخص دارد تا حس استفاده از کلمه ی “ما” به جای “من” القا شود.

اما مطمئنا عملکرد ها تاثیر بیشتری نسبت به گفته ها دارند. برای مردم بسیار مهم است که از همان ابتدای کار تجربیات واقعی داشته باشند. زمانی که به دیگران اجازه می دهید که کارآفرین باشند، و مسئولیت یک پروژه را برعهده بگیرند ، درواقع تفکر خلاق و نوآورانه را ایجاد کرده اید.

همچنین به این معناست که باید به دیگران اجازه دهید اشتباهات خود را انجام دهند، که ممکن است گاهی ریسکی بزرگ اما ضروری برای پیشرفت شخصی یا حرفه ای آنها باشند. به افراد موقعیت های متفاوتی بدهید که رشد کنند و خودشان را به چالش بکشند. این باعث رسیدن به نتایج مثبتی می شود، پس مطمئن شوید که دیگران میدانند شما چقدر به آنها اعتماد دارید.

زمانی که تازه وارد این حرفه شدم دائما منتطر بودم که مدیرانم بگویند چه طرحی را به عنوان نتیجه ی نهایی در نظر دارند. احساس می کردم که به نوعی دست آنها برای طراحی هستم، نه عضوی از تیم . معماری می تواند گاهی یک حرفه ی خودخواهانه باشد – به شدت فردی و به شدت آسیب پذیر نسبت به انتقادات.

پس چرا زمانی که می توان منتظر ماند بقیه بگویند چه کاری را انجام دهیم، از فرصت ها استفاده کنیم؟ کارکردن با این روش به پیشرفت حرفه ای من کمکی نمی کرد و به همین دلیل تصمیم گرفتم که اجازه ندهم این اتفاق برای دیگران هم رخ دهد.

من با دادن آزادی عمل و اختیار به کارمندانم برای برعهده گرفتن مسئولیت های مختلف، درواقع تلاش می کنم که احترام آنها را بیشتر کنم و فرهنگ انجام کارها با علاقه و عشق را ایجاد کنم.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد کافه راز
پیشنهاد کافه راز
ترجمه شده توسط کافه راز :می توان به سادگی فکر کرد که میلیاردرهای خودساخته فقط در…